به نام خدا

 سلام به همه‌ی رفقای دوره شیشی

اگر بخواهیم برگردیم به سال 2000 که بیشتر دوره شیشی ها تو همین سال به دنیا اومدن (با یک خرده اختلاف، حالا چندان فرق نمیکنه.) حدود 130000000 نفر در جهان تو همین سال متولد شدند؛ از بین این 130000000 نفر، نزدیک به 1311000 نفر تو ایران به دنیا اومدن که میشه تقریبا حدود 1.008 درصد از جمعیت تمام بچه‌های متولد اون سال؛ خب این حدود یک میلیون و سیصد و یازده هزار بچه، توی شهرهای مختلف ایران، با شرایط مختلف و زبان و دین و قومیت متفاوت به دنیا اومدن و توی حدود 14 سالی هم که از زندگی‌شون میگذره، سرگذشت‌های مختلفی داشتند؛ تعداد بیشتری‌شون دارن درس میخونن، یه تعدادی خیلی کمی‌شون از کشور رفتن، یه تعدادی‌شون همین روزها توی مترو و چهارراه‌ها یه چیزایی میفروشن، یه تعدادی هم تا چند روز دیگر کلاس‌های تابستونی‌شون شروع میشود و باید به اختیار و خواست خودشون بیان مدرسه و احتمالا یه چیزهایی یاد بگیرن و خلاصه اینکه خوش باشند؛ به هر حال، چه خوب و چه بد، همه‌شون با هم فرق دارند؛ برخی شبیه‌تر و برخی نه. اما یه خرده اونورتر، یعنی چند صد کیلومتر اونورتر، بچه‌ها تو یه جایی به دنیا اومدن که یک خرده ماجرای زندگی‌شون فرق داره؛ یه جورایی توی همین چهارده سال، همه‌شون بدون استثناء هر چند سال یک بار، محاصره شدند (یعنی دارو و غذا و اینا خیلی سخت میرسیده بهشون یا حتی نمیرسیده) و تقریبا توی همین چهارده سال، 6 بار جنگ‌های سنگین با تلفات‌های زیاد و زخمی‌های خیلی بیشتر و همه‌ی اون بدبختی‌هایی که بعد از شروع جنگ به وجود میاد (بیماری و از دست دادن عزیزان و از بین رفتن رفقا و معلم‌ها و خراب شدن خانه‌ها و همه‌ی این‌ها) رو تجربه کردن؛ 


آره داریم درباره‌ی 122000 نوجوانی حرف میزنیم که توی سال 2000 در فلسطین به دنیا اومدن؛ از 2000 تا 2005 یه درگیری طولانی داشتن؛ بعد از اون از سال 2006 علاوه بر اونکه لبنان، زیر بار آتش بود، اونها هم داشتن میجنگیدن؛ از سال 2007 یه بخشی از کشورشون به نام غزه، کاملا محاصره شد و تعداد زیادی توی محاصره جونشون رو از دست دادند؛ سال 2008، 22 روز جنگیدند و سال 2010 دوباره یه جنگ دیگه؛ سال2012 هم باز جنگ بود و سال 2014 هم یک جنگ خیلی طولانی حدودا دو ماه-ه؛ نمیدونیم از اون 122000 نفر، چندنفرشون توی این جنگ ها شهید شدند و چند نفر زخمی و چند نفر اسلحه به دست گرفتن تا نگذارند، خونه‌شون رو تصرف کنن یا هر چیز دیگه.... ولی هر تعدادی از این هم سن و سال‌ها هم که زنده باشن، شاید امیدوار هستند که یه بخشی از اون 1311000 نفر لااقل به فکرشون باشند؛ این همه نوجوان در دنیا، از گرسنگی و فقر و کم‌آبی و بیماری، زجر می‌کشند ولی شاید کمتر بچه‌ای باشد که همه‌ی این‌ها رو با هم تجربه کند؛ میشه به این فکر کرد که چرا؟ و به ما چه؟

و امّا....

جمعه‌ی آخر ماه رمضان (یعنی فردا!) روزی-ه که بعضی از مردم جهان در حمایت از مردم فلسطین، هر کسی یک کاری انجام میدهد؛ بعضی‌ها توی وبلاگ‌هاشون مطلب مینویسند؛ بعضی‌ها توئیت می‌ذارن؛ بعضی‌های توی تلگرام و وایبر چیزی Share میکنن؛ بعضی ها میرن تاریخ فلسطین رو میخونن تا بدونن چه اتفاقاتی افتاده؛ بعضی‌ها میرن توی خیابان و راهپیمایی میکنن؛ شما هم لطفا و مراماً به یادشون باشید. همین.